پست ها با تگ ‘سرخه بازار’
باشه! ۱
توسط admin در شنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۷, ساعت۲۲:۲۵
انگشت اشاره ات به من خندید: “سلام”
جواب سلام رو به کف زمین دادم…..تو کلاس نشستم و طاقت نداشتم،یعنی کل کلاسای امروز.
فقط ۳تا صندلی خالی فاصله است؛نشستم…این آبلیمو حال بر از کجا پیداشد و پای گندش رو گذاشت رو سیم؟!
از پشت نرده ها میدیدم….از اون اکیپ لعنتی اومدی بیرون،کلم و خاروندم:کجا رو داری میبینی؟!
آخر وقت بازیچه پله ها شده بودم…کنار در ورودی جای وایستادنه…
گفتم،گفتیم،گفتند : نرفتی؛و گفتم باشه: نرفته…اما بازم فردا شده واسطه…فردا